[[{"content_id":289724,"content_number":0,"portal_id":186,"lang_id":"fa","content_title":"اجلاسیه شهدای دانشجو معلم استان اصفهان\r\n\r\nشهید دانشجو معلم حسن حقوقی","content_rtitr":"","content_short_title":"اجلاسیه شهدای دانشجو معلم استان اصفهان","content_summary":"امام خمینی (ره) :ملتی که سالار شهیدان را پیشوا و ایثار و فداکاری را سلاح و شهادت را سبب جاودانگی خود می داند از چه می ترسد و با چه کسی جز خدا معامله می کند؟","content_summary_fill":1,"content_body":"نام : حسن حقوقی\r\n\r\nنام پدر: نصرالله\r\n\r\nتاریخ تولد:5\/8\/1339\r\n\r\nتاریخ شهادت:11\/08\/1361\r\n\r\nمحل تولد: استان اصفهان ، شهر اصفهان\r\n\r\nمحل شهادت: عین خوش\r\n\r\nکد ایثار : 6109767\r\n\r\nعملیات شهادت:عملیات محرم\r\n\r\nنام پردیس محل تحصیل: مرکز تربیت معلم باهنراصفهان\r\n\r\nرشته تحصیلی: اموزش ابتدایی\r\n\r\nوضعیت تاهل:مجرد\r\n\r\nمسئولیت در جبهه: مرکز تربیت معلم باهنراصفهان\r\n\r\nیگان اعزام کننده: &nbsp;سپاه منطقه ی اصفهان\r\n\r\nآدرس مزار شهید: استان اصفهان،شهر اصفهان گلستان شهدا(۹۷۶۷_ارش)\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nگزیده ای از زندگینامه شهید:\r\n\r\nشهید حسن حقوقی در پنجم آبان ماه سال ۱۳۳۹ در اصفهان خیابان ملک در یک خانواده فقیر چشم به جهان گشود. از همان اوایل کودکی در کلاس های درس قرآن که در خانه یکی از روحانیان محل تشکیل می&zwnj;شد ، شرکت میکرد . او دوران ابتدایی و راهنمایی را با موفقیت سپری کرد . سپس در دبیرستان صارمیه آنجا مشغول به تحصیل در رشته ی اقتصاد شد . \r\n\r\nکلاس دوم دبیرستان بود که انقلاب شروع شد و همگام با درس خواندن در تظاهرات شرکت میکرد ، و یکی از چهره های فعال انقلاب بود . و مخفیانه به پخش اعلامیه و نوار ها پرداخت میکرد . \r\n\r\nتا اینکه انقلاب پیروز شد ، این شهید والا مقام در سال ۱۳۵۹ داوطلبانه به کردستان اعزام شد و در سرکوب ضد انقلابیون نقش فعالانه داشت&nbsp; و در یکی از درگیری ها با عشایر کرد مصلح زخمی شد و به بیمارستان منتقل شد پس از بهبودی دوباره به کردستان بازگشت و به فعالیت مشغول شد . \r\n\r\nدر همین زمان پدر خود را از دست داد و مسئولیت نگهداری مادر و بردار کوچکش به عهده او گذاشته شد\r\n\r\nبعد از بازگشت از کردستان در امتحانات تربیت معلم شرکت کرد و پس از قبولی در مرکز تربیت معلم شهید باهنر اصفهان مشغول درس خواندن شد .\r\n\r\nدر این هنگام جنگ تحمیلی عراق علیه ایران شروع شد و او بر خود واجب دانست که به جبهه برود ، همیشه می&zwnj;گفت سرنوشت من در جبهه معلوم خواهد شد و عقیده داشت که حضورش در جبهه واجب تر از کلاس های تربیت معلم است\r\n\r\nچندین بار در جبهه زخمی شد ، وقتی او را به بیمارستان می بردند بعد از بهبودی دوباره به میدان جنگ &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;می رفت . \r\n\r\nچندین بار به او پیشنهاد دادند تا صمت فرماندهی را انتخاب کند اما او می گفت کسانی هستند که لیاقت بیشتری دارند .آخرین باری که به جبهه اعزام شد ، روز عید غدیر بود که در تاریخ ۱۳۶۱\/۰۸\/۱۱ در عملیات محرم که به عنوان فرمانده گردان امام جواد بود در اثر خوردن خمپاره به بدنش به شهادت رسید که از بدن پاک و مطهر او تنها یک دست و دو پا باقی ماند. \r\n\r\nدر پایان زندگی نامه شهید والا مقام حسن حقوقی به چند خاطر کوتاه می پردازیم\r\n\r\nدر دوران کودکی اش وقتی به خانه ی همسایه ها می رفت چرمی به دست می&zwnj;گرفت و درختان را به اصطلاح خودش کتک می&zwnj;زد و گفت من معلم هستم و باید شمارا تربیت کنم .\r\n\r\nدر دوران نوجوانی زیاد علاقه ایی به بازی نداشت و بیشتر دوست داشت درس بخواند و اوقات کمی را برای تفریح بیرون می&zwnj;رفت . \r\n\r\nشاگرد مغازه بود و در یک کارگاه مبل سازی کار میکرد . \r\n\r\nاو جوانی آرام اما اجتماعی بود که در بیشتر فعالیت ها شرکت میکرد و دوستان انقلابی زیادی داشت ، رابطه ی بسیار خوبی هم با افراد خانواده و اقوام داشت . \r\n\r\nتنها از کسانی که تکبر می ورزیدند و مغرور بودند بدش می آمد و با آنها رابطه ای نداشت .\r\n\r\nاو همزمان با شروع جنگ در جوانی به جبهه رفت چون امام دستور داده بودند که دفاع از میهن بر همه واجب است لذا ایشان به جبهه رفتند و با دشمن سرسختانه جنگیدند تا اینکه به شهادت رسید. و بزرگترین آرزوی این شهید اول شغل معلمی و بعد رسیدن به مقام والای شهادت بود.\r\n\r\nروحش شاد و راهش پر رهرو\r\n\r\nوصیت نامه:\r\n\r\n&laquo;بسم&zwnj;الله الرحمن الرحیم &raquo; &laquo;ولا یقولوا لمن یقتل فى سبیل&zwnj;الله امواتا بل احیاء و لکن لا تشعرون &raquo;\r\n\r\nکسى را که در راه خدا کشته شد مرده نپندارید بلکه او زنده و جاوید است و لیکن شما این حقیقت را نخواهید یافت. \r\n\r\nدرحالیکه چند ساعتى دیگر به آغاز عملیات باقى نمانده و با عجله تمام و بنابر وظیفه شرعى که بعهده&zwnj;ام هست اقدام به نوشتن وصیت&zwnj;نامه مى&zwnj;کنم شاید براى پنجمین بار باشد که این کادر را تکرار مى&zwnj;نمایم دفعات قبل دوستانى که با من بودند آنها نیز اقدام به چنین کارى مى&zwnj;کردند و بعد از عملیات بعضى از آنها راه سعادت را مى&zwnj;پیمودند و به حیات آخرت هجرت مى&zwnj;نمودند اکنون نیز این واقعه باردیگر در شرف تکرار است بسیارى دارند وصیت&zwnj;نامه مى&zwnj;نویسند و بعد از عملیات آنها یا بعضى از آنها به لقاء الله مى&zwnj;پیوندند . خدایا اگر متن لیاقت دارم جزء آن&zwnj;هائى باشم که براى آخرین بار وصیت&zwnj;نامه مى&zwnj;نویسم خدایا از تو مى&zwnj;خواهم که شهادت را با شناخت واقعى نصیبم گردانى و اگر مى&zwnj;دانى که هنوز عاشق تو نشده&zwnj;ام و تا خالصى دارم و لیاقت شهادت را هنوز پیدا نکرده&zwnj;ام بگذار بمانم تا با رضاى کاملت از دنیا بروم خدایا اگر در انجام فرمان تو نافرمانى نمودم مرا ببخش ولى من براى رضاى تو به جبهه آمدم چون مى&zwnj;دیدم که اسلام به من و به جوان&zwnj;هایى مثل من احتیاج دارد خدایا اسلام را دیدم که دوباره در کشورم به رهبرى امام عزیز زنده گشته و وقتى دیدم دشمنان اسلام سر به مخالفت برداشته و به جنگ آمده&zwnj;اند به جبهه آمدم تا نگذارم اسلام بار دیگر بمیرد و اما خطاب به مادر عزیزم مى گویم مادر افتخار کن که میدانم مى&zwnj;کنى که فرزندت و امانتى را که خداوند به تو داده بود در راه خودش به او برگرداندى به مادران دیگر مى&zwnj;گویم امانتهائى را که در پیش خود دارند به صاحب اصلیش برگردانند به فامیلم صبر و استقامت توصیه مى&zwnj;کنم به بعضى از دوستانم ایمان و تقوى را بعضى دیگر خلوص ، صفا ، مردانگى و هدف را و به بعضى محکم نمودن پشت جبهه را و به بعضى آمدن در جبهه و جنگیدن را در مجموع به همه آنها ادامه راهم را توصیه مى&zwnj;کنم در پایان این نکته را متذکر مى&zwnj;شوم که براى من تا مى&zwnj;توانید نماز بخوانید و روزه بگیرید . و اگر احیانا و اگر احیانا کسى از من طلب پول دارد ادا نمایند. \r\n\r\nاز دور دست مادرم و فامیل و تمام دوستانم را مى&zwnj;بوسم و به آن&zwnj;ها مى&zwnj;گویم که براى شما ما به افتخار است که من شهید شدم و این را بدانید اکنون که عازم عملیات هستم از هیچ شخصى ناراحت و ناراضى نیستم و&nbsp; امیدوارم همه نیز از من راضى باشند\r\n\r\nآیه 154 سوره بقره\r\n","content_html":"<p dir=\"RTL\" style=\"margin-right:13.5pt;\">نام : حسن حقوقی<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"margin-right:13.5pt;\">نام پدر<span dir=\"LTR\">:<\/span> نصرالله<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"margin-right:13.5pt;\">تاریخ تولد<span dir=\"LTR\">:<\/span>5\/8\/1339<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"margin-right:13.5pt;\">تاریخ شهادت<span dir=\"LTR\">:<\/span>11\/08\/1361<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"margin-right:13.5pt;\">محل تولد<span dir=\"LTR\">:<\/span> استان اصفهان ، شهر اصفهان<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"margin-right:13.5pt;\">محل شهادت<span dir=\"LTR\">:<\/span> عین خوش<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"margin-right:13.5pt;\">کد ایثار : 6109767<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"margin-right:13.5pt;\">عملیات شهادت<span dir=\"LTR\">:<\/span>عملیات محرم<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"margin-right:13.5pt;\">نام پردیس محل تحصیل<span dir=\"LTR\">:<\/span> مرکز تربیت معلم باهنراصفهان<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"margin-right:13.5pt;\">رشته تحصیلی<span dir=\"LTR\">:<\/span> اموزش ابتدایی<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"margin-right:13.5pt;\">وضعیت تاهل<span dir=\"LTR\">:<\/span>مجرد<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"margin-right:13.5pt;\">مسئولیت در جبهه<span dir=\"LTR\">:<\/span> مرکز تربیت معلم باهنراصفهان<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"margin-right:13.5pt;\">یگان اعزام کننده: &nbsp;سپاه منطقه ی اصفهان<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"margin-right:13.5pt;\">آدرس مزار شهید<span dir=\"LTR\">:<\/span> استان اصفهان،شهر اصفهان گلستان شهدا(۹۷۶۷_ارش)<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"margin-right:13.5pt;\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"margin-right:13.5pt;\">گزیده ای از زندگینامه شهید:<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"margin-right:13.5pt;\">شهید حسن حقوقی در پنجم آبان ماه سال ۱۳۳۹ در اصفهان خیابان ملک در یک خانواده فقیر چشم به جهان گشود. از همان اوایل کودکی در کلاس های درس قرآن که در خانه یکی از روحانیان محل تشکیل می&zwnj;شد ، شرکت میکرد . او دوران ابتدایی و راهنمایی را با موفقیت سپری کرد . سپس در دبیرستان صارمیه آنجا مشغول به تحصیل در رشته ی اقتصاد شد<span dir=\"LTR\"> . <\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"margin-right:13.5pt;\">کلاس دوم دبیرستان بود که انقلاب شروع شد و همگام با درس خواندن در تظاهرات شرکت میکرد ، و یکی از چهره های فعال انقلاب بود . و مخفیانه به پخش اعلامیه و نوار ها پرداخت میکرد<span dir=\"LTR\"> . <\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"margin-right:13.5pt;\">تا اینکه انقلاب پیروز شد ، این شهید والا مقام در سال ۱۳۵۹ داوطلبانه به کردستان اعزام شد و در سرکوب ضد انقلابیون نقش فعالانه داشت&nbsp; و در یکی از درگیری ها با عشایر کرد مصلح زخمی شد و به بیمارستان منتقل شد پس از بهبودی دوباره به کردستان بازگشت و به فعالیت مشغول شد<span dir=\"LTR\"> . <\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"margin-right:13.5pt;\">در همین زمان پدر خود را از دست داد و مسئولیت نگهداری مادر و بردار کوچکش به عهده او گذاشته شد<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"margin-right:13.5pt;\">بعد از بازگشت از کردستان در امتحانات تربیت معلم شرکت کرد و پس از قبولی در مرکز تربیت معلم شهید باهنر اصفهان مشغول درس خواندن شد<span dir=\"LTR\"> .<\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"margin-right:13.5pt;\">در این هنگام جنگ تحمیلی عراق علیه ایران شروع شد و او بر خود واجب دانست که به جبهه برود ، همیشه می&zwnj;گفت سرنوشت من در جبهه معلوم خواهد شد و عقیده داشت که حضورش در جبهه واجب تر از کلاس های تربیت معلم است<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"margin-right:13.5pt;\">چندین بار در جبهه زخمی شد ، وقتی او را به بیمارستان می بردند بعد از بهبودی دوباره به میدان جنگ &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;می رفت<span dir=\"LTR\"> . <\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"margin-right:13.5pt;\">چندین بار به او پیشنهاد دادند تا صمت فرماندهی را انتخاب کند اما او می گفت کسانی هستند که لیاقت بیشتری دارند .آخرین باری که به جبهه اعزام شد ، روز عید غدیر بود که در تاریخ ۱۳۶۱\/۰۸\/۱۱ در عملیات محرم که به عنوان فرمانده گردان امام جواد بود در اثر خوردن خمپاره به بدنش به شهادت رسید که از بدن پاک و مطهر او تنها یک دست و دو پا باقی ماند<span dir=\"LTR\">. <\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"margin-right:13.5pt;\">در پایان زندگی نامه شهید والا مقام حسن حقوقی به چند خاطر کوتاه می پردازیم<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"margin-right:13.5pt;\">در دوران کودکی اش وقتی به خانه ی همسایه ها می رفت چرمی به دست می&zwnj;گرفت و درختان را به اصطلاح خودش کتک می&zwnj;زد و گفت من معلم هستم و باید شمارا تربیت کنم<span dir=\"LTR\"> .<\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"margin-right:13.5pt;\">در دوران نوجوانی زیاد علاقه ایی به بازی نداشت و بیشتر دوست داشت درس بخواند و اوقات کمی را برای تفریح بیرون می&zwnj;رفت<span dir=\"LTR\"> . <\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"margin-right:13.5pt;\">شاگرد مغازه بود و در یک کارگاه مبل سازی کار میکرد<span dir=\"LTR\"> . <\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"margin-right:13.5pt;\">او جوانی آرام اما اجتماعی بود که در بیشتر فعالیت ها شرکت میکرد و دوستان انقلابی زیادی داشت ، رابطه ی بسیار خوبی هم با افراد خانواده و اقوام داشت<span dir=\"LTR\"> . <\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"margin-right:13.5pt;\">تنها از کسانی که تکبر می ورزیدند و مغرور بودند بدش می آمد و با آنها رابطه ای نداشت<span dir=\"LTR\"> .<\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"margin-right:13.5pt;\">او همزمان با شروع جنگ در جوانی به جبهه رفت چون امام دستور داده بودند که دفاع از میهن بر همه واجب است لذا ایشان به جبهه رفتند و با دشمن سرسختانه جنگیدند تا اینکه به شهادت رسید. و بزرگترین آرزوی این شهید اول شغل معلمی و بعد رسیدن به مقام والای شهادت بود<span dir=\"LTR\">.<\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"margin-right:13.5pt;\">روحش شاد و راهش پر رهرو<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"margin-right:13.5pt;\">وصیت نامه:<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"margin-right:13.5pt;\"><span dir=\"LTR\">&laquo;<\/span>بسم&zwnj;الله الرحمن الرحیم<span dir=\"LTR\"> &raquo; <\/span>&laquo;ولا یقولوا لمن یقتل فى سبیل&zwnj;الله امواتا بل احیاء و لکن لا تشعرون &raquo;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"margin-right:13.5pt;\">کسى را که در راه خدا کشته شد مرده نپندارید بلکه او زنده و جاوید است و لیکن شما این حقیقت را نخواهید یافت<span dir=\"LTR\">. <\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"margin-right:13.5pt;\">درحالیکه چند ساعتى دیگر به آغاز عملیات باقى نمانده و با عجله تمام و بنابر وظیفه شرعى که بعهده&zwnj;ام هست اقدام به نوشتن وصیت&zwnj;نامه مى&zwnj;کنم شاید براى پنجمین بار باشد که این کادر را تکرار مى&zwnj;نمایم دفعات قبل دوستانى که با من بودند آنها نیز اقدام به چنین کارى مى&zwnj;کردند و بعد از عملیات بعضى از آنها راه سعادت را مى&zwnj;پیمودند و به حیات آخرت هجرت مى&zwnj;نمودند اکنون نیز این واقعه باردیگر در شرف تکرار است بسیارى دارند وصیت&zwnj;نامه مى&zwnj;نویسند و بعد از عملیات آنها یا بعضى از آنها به لقاء الله مى&zwnj;پیوندند . خدایا اگر متن لیاقت دارم جزء آن&zwnj;هائى باشم که براى آخرین بار وصیت&zwnj;نامه مى&zwnj;نویسم خدایا از تو مى&zwnj;خواهم که شهادت را با شناخت واقعى نصیبم گردانى و اگر مى&zwnj;دانى که هنوز عاشق تو نشده&zwnj;ام و تا خالصى دارم و لیاقت شهادت را هنوز پیدا نکرده&zwnj;ام بگذار بمانم تا با رضاى کاملت از دنیا بروم خدایا اگر در انجام فرمان تو نافرمانى نمودم مرا ببخش ولى من براى رضاى تو به جبهه آمدم چون مى&zwnj;دیدم که اسلام به من و به جوان&zwnj;هایى مثل من احتیاج دارد خدایا اسلام را دیدم که دوباره در کشورم به رهبرى امام عزیز زنده گشته و وقتى دیدم دشمنان اسلام سر به مخالفت برداشته و به جنگ آمده&zwnj;اند به جبهه آمدم تا نگذارم اسلام بار دیگر بمیرد و اما خطاب به مادر عزیزم مى گویم مادر افتخار کن که میدانم مى&zwnj;کنى که فرزندت و امانتى را که خداوند به تو داده بود در راه خودش به او برگرداندى به مادران دیگر مى&zwnj;گویم امانتهائى را که در پیش خود دارند به صاحب اصلیش برگردانند به فامیلم صبر و استقامت توصیه مى&zwnj;کنم به بعضى از دوستانم ایمان و تقوى را بعضى دیگر خلوص ، صفا ، مردانگى و هدف را و به بعضى محکم نمودن پشت جبهه را و به بعضى آمدن در جبهه و جنگیدن را در مجموع به همه آنها ادامه راهم را توصیه مى&zwnj;کنم در پایان این نکته را متذکر مى&zwnj;شوم که براى من تا مى&zwnj;توانید نماز بخوانید و روزه بگیرید . و اگر احیانا و اگر احیانا کسى از من طلب پول دارد ادا نمایند<span dir=\"LTR\">. <\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"margin-right:13.5pt;\">از دور دست مادرم و فامیل و تمام دوستانم را مى&zwnj;بوسم و به آن&zwnj;ها مى&zwnj;گویم که براى شما ما به افتخار است که من شهید شدم و این را بدانید اکنون که عازم عملیات هستم از هیچ شخصى ناراحت و ناراضى نیستم و&nbsp; امیدوارم همه نیز از من راضى باشند<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"margin-right:13.5pt;\">آیه 154 سوره بقره<\/p>\r\n","content_source":"","content_url":"","content_date_start":"2025-11-28 23:36:09","content_date_event":"2025-11-28 23:36:09","content_date_event_start":null,"content_date_event_end":null,"content_show_title_slider":1,"content_date_last_edit":"2025-11-28 23:37:52","content_date_register":"2025-11-28 23:37:52","content_columns":0,"content_show_img":1,"content_show_details":0,"content_show_related_img":0,"content_show_slider":1,"content_comment":1,"content_score":0,"tag_id":0,"score_average":null,"score_count":null,"score_date_last":null,"uid":1000057,"eid":0,"attach_title":"شهید دانشجو معلم حسن حقوقی 2","attaches":[{"sizes":{"150":".\/cache\/186\/attach\/202511\/944150_1101066206_150_85.webp","300":".\/cache\/186\/attach\/202511\/944150_1101066206_300_171.webp","400":".\/cache\/186\/attach\/202511\/944150_1101066206_400_227.webp","600":".\/cache\/186\/attach\/202511\/944150_1101066206_600_341.webp","900":".\/cache\/186\/attach\/202511\/944150_1101066206_851_484.webp","1200":".\/cache\/186\/attach\/202511\/944150_1101066206_851_484.webp"},"ext":"jpg","file_media":1,"token":1101066206,"files":{"original":{"url":".\/file\/186\/attach\/202511\/944150_1101066206.jpg","width":851,"height":484,"size":0}}}]}]]