[[{"content_id":289713,"content_number":0,"portal_id":186,"lang_id":"fa","content_title":"اجلاسیه شهدای دانشجو معلم استان اصفهان\r\n\r\nشهید دانشجو معلم سعید اربابی","content_rtitr":"","content_short_title":"اجلاسیه شهدای دانشجو معلم استان اصفهان","content_summary":"امام خمینی (ره) :ملتی که سالار شهیدان را پیشوا و ایثار و فداکاری را سلاح و شهادت را سبب جاودانگی خود می داند از چه می ترسد و با چه کسی جز خدا معامله می کند؟","content_summary_fill":1,"content_body":"شهید دانشجو معلم سعید اربابی\r\n\r\nنام : سعید\r\n\r\nنام خانوادگى : اربابى\r\n\r\nنام پدر : عبدالرسول\r\n\r\nتاریخ&zwnj;تولد &nbsp;:01 \/12\/1341\r\n\r\nتاریخ شهادت :17 \/12\/62\r\n\r\nمحل تولد :اصفهان\r\n\r\nمحل شهادت : جزیره مجنون\r\n\r\nکد ایثار: 6201274\r\n\r\nعملیات شهادت : خیبر\r\n\r\nنام پردیس محل تحصیل : تربیت معلم شهید باهنر\r\n\r\nرشته تحصیلی: آموزش ابتدایی\r\n\r\nوضعیت تاهل : مجرد\r\n\r\nیگان اعزام کننده به جبهه: بسیج\r\n\r\nآدرس مزار مطهر شهید : گلستان شهدای اصفهان\r\n\r\nشماره .شناسنامه&nbsp; :34758&nbsp;\r\n\r\nنوع حادثه : حوادث&zwnj; مربوط به&zwnj;جنگ&zwnj; تحمیلى\r\n\r\nشرح حادثه: حوادث ناشى ازدرگیرى مستقیم بادشمن-توسط دشمن&zwnj; درجبهه\r\n\r\nاستان: بنیادشهید استان&zwnj; اصفهان\r\n\r\nشهر: اداره&zwnj; بنیاد شهید اصفهان\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nزندگی نامه شهید والا مقام :\r\n\r\nبسم الله الرحمن الرحیم\r\nزندگی نامه شهید دانشجو معلم سعید اربابی\r\nفرزند عبدالرسول زاده ی استان اصفهان\r\nاین شهید والا مقام فرزند هفتم و فرزند آخر بود ، او بسیار فردی آرامی در خانواده بود ، در کودکی بسیار فرد مهربان و شیرین زبان بود گاهی اوقات دم در خانه می نشست و به همه&zwnj;ی پیرمرد ها که رد می شدند سلام میکرد و می&zwnj;گفت سلام حاج آقا\r\nخاطره ایی نقل شده از خواهر گرامی اش : برایش در زمان کودکی عمامه درست میکردیم و یک چادر هم به عنوان عبا برایش میگذاشتیم او برای ما مثلاً روضه میخواند و ما الکی گریه میکردیم\r\nویژگی های شخصیتی این شهید : اصلا اهل دروغ و غیبت نبود ، امانت دار خوبی بود ، خیلی با خضوع نماز و دعا می&zwnj;خواند ، وقتی از مدرسه بر میگشت به نهضت سواد آموزی می&zwnj;رفت و به افراد بی سواد آموزش میداد و خیلی با صبر و حوصله و علاقه به آنها درس میداد و می&zwnj;گفت باید این دانش آموزان با سواد شوند تا بتوانند به کشور خدمت کنند&nbsp;\r\nبعد از اینکه دوران تحصیل دوازده سال تمام شد ، وارد تربیت معلم شد و در انتهای سال تحصیل به او لیسانس افتخاری دادند\r\nرفتار شهید دانشجو معلم در کلاس : با دانش آموزانش ارتباط خیلی خوبی داشت و با آنها عکس های یادگاری می انداخت ، همیشه به فکر دانش آموزانش بود\r\nاین شهید والا مقام دو سال در خمینی شهر تدریس میکرد و یکسال هم سنندج\r\nبعد از تدریس در سنندج تصمیم گرفت به جبهه برود و همانگونه که آرزو داشت در تاریخ ۱۳۶۲\/۱۲\/۱۷ در منطقه شلمچه در خون خودش غلتید و به درجه رفیع شهادت نائل شد\r\nروحش شاد و راهش پر رهرو و مستدام...\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nوصیت نامه شهید والا مقام :\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nبسم رب شهدا و صدقین\r\n\r\n(قُلْ إِنْ کَانَ آبَاؤُکُمْ وَأَبْنَاؤُکُمْ وَإِخْوَانُکُمْ وَأَزْوَاجُکُمْ وَعَشِیرَتُکُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ کَسَادَهَا وَمَسَاکِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَیْکُمْ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِی سَبِیلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّىٰ یَأْتِیَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ ۗ وَاللَّهُ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الْفَاسِقِینَ.)\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;ای رسول ما امت را بگو که اگر شما پدران و پسران و برادران و زنان و خویشاوندان خود و اموالی که جمع آورده&zwnj;اید و مال&zwnj;التجاره&zwnj;ای که از کسادی آن بیمناکید و منازلی را که به آن دل خوش داشته&zwnj;اید بیش از خدا و رسول و جهاد در راه او دوست می&zwnj;دارید منتظر باشید تا خدا امر خود را جاری سازد (و اسلام را بر کفر غالب و فاتح گرداند و شما دنیاطلبان بدکار از فعل خود پشیمان و زیانکار شوید) و خدا فسّاق و بدکاران را هدایت نخواهد کرد&nbsp; با نام پاسدار حرمت خون شهیدان و با عرض تبریک پیروزیهاى ظفرمند لشکر اسلام و بسا سلام بر امام زمان (عج) و بر نایب بر حقش امام امت و درود بى پایان بر امت حزب الله (سوره توبه ایه 24 )\r\n\r\n&nbsp;&nbsp; اکنون که دست بر قلم می برم تا پیامى خون رنگ بنویسم مطلبى جز جبهه و جنگ و شهادت در نظرم نمى باشد این است که فقط احساسات خود رادر این هنگام بیان مى کنم تا به این وسیله چراغى روشن باشم در مسیر ره گم کردگان .\r\n\r\nخدایا تو خوب مى دانى که آمدنم به جبهه فرار از زندگى یا فرار از خانواده نمى باشد بلکه این فرصتى بود که به دست آمده تا بتوانم به این نداى حسین زمانمان خمینى کبیر لبیک بگویم و براى حفظ و حرکت اسلام وناموس ملت مسلمان و انتقام خون شهیدان تا آخرین نفس و تا آخرین قطره خود حسین وار با دشمن مزدور خواهم جنگید .\r\n\r\n&nbsp; خدایا تو خود مى دانى هر کارى مى کنم فقط براى رضاى توست و در این حالت است که خوابم را هکچون عباذتى بزرگ قلمداد مى کنم و این است که در دو جمله قبل از خدا خواستم تا مقام و منزلت شهید را پیدا نکردم شهادت را نصیبم نکند چون مى ترسم کشته شوم ودر قیامت در مقابل شهدا و صدیقین رو سیاه باشم ،اما، حال شهادت را عروس خود مى دانم و به صفیر گلوله مگویم عقدمان را بخواند تا در پوششه از خون و بارشى از سرب و در حجله سنگر شهادت را به آغوش بکشم در آن هنگام ندائى خواهد رسید که :\r\n\r\n(( ارجعى الى ربک راضیه مر ضیه فادخلى فى عبادب و ادخلى فى جنتى ))\r\n\r\nو من مى گویم :\r\n\r\nمر غ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; چند روزى قفسى ساخته اند از بدنم&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; پس شما اى حزب الله فى سبیل الله براى پیروزى جند الله در انتظار بقیه الله با آواى کلام الله با هدف لقاءالله به فرمان روح الله به پا خیزید و با سلاح آتشین ایمان کاخ ظالمان و مزدوران را در هم کوبید و لحظه اى غفلت نکنید و بدانید اى امت حزب الله این تنها راه من و شما نیست بلکه راه تمامى کسانى است که در مکتب انسان ساز اسلام تربیت و پرورش یافته اند که همه چیزشان مکتبشان است و بدین خاطر تمامى راحتیها وآسایشهاى دنیوى را رها کرده تا از دینشان دفاع کنند تا جائى که خود و خانواده شان راهم در راه مکتبشان اسلام ندا مى کنند و سید الشهداءنیز در 14قرن پیش به ما آموخت او نه تنها خودش را بلکه خانواده اش را در راه مکتب قرآن فدا کرد تا بدینوسیله اسلام زننده و قر آن محفوظ بماند .\r\n\r\n&nbsp;&nbsp; اما پیامم به دوستان و همکارانم :\r\n\r\n&nbsp;&nbsp; همچنان که من کار خود را نا تمام گذاشته و به جبهه آمدم شما اگر احساس مى کنید خدمتى که در جبهه مى کنید خدمتش براى اسلام بیشتر است بر شما واجب است که به جبهه بیائید و اسلام عزیز را یارى کنیدو اگر نه باید با جدیت بیشتر به کار خود ادامه دهید و اسلام عزیز را یارى کنید که آنجا هم خود جبهه اى خواهد بود .\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nپیام من به خانواده :\r\n\r\n&nbsp;&nbsp; از خدا بترسید و معاد را فراموش نکنید و دل به چند روز دنیا مبندید تا دچار آتش دوزخ نشوید و بدانید آنها که رفتند کارى حسینى کردند وآنه که مانده اند باید کارى زینبى کنند والا یزیدیند .\r\n\r\n&nbsp;در ضمن اگر حق الناس دارم بپردازید و حق الله راخدا بهتر مى داند .\r\n\r\nخدایا خدایا تا انقلاب مهدى(عج) خمینى را نگه&zwnj;دار&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; منتظرى نستوه براى نصر اسلام محافظت بفرما\r\n\r\nو السلام\r\n\r\n&nbsp; سعید اربابى\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nدر بخشی از دست نوشته&zwnj;های این شهید بزرگوار می&zwnj;خوانیم :\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nخدایا تو خود خوب میدانی که آمدنم به جبهه فرار از زندگی&nbsp; یا فرار از خانواده نمی باشد، بلکه این فرصتی بود که بدست آمده تا بتوانم به ندای حسین زمانمان خمینی بزرگ لبیک بگویم و برای شرافت و ناموس ملت مسلمان و انتقام خون شهیدان تا آخرین نفس و آخرین قطره ی خون حسین وار با دشمن مزدور خواهم جنگید. در دو حمله ی قبل از خدا خواسته ام تا مقام شهید را پیدا نکرده ام، شهادت را نصیبم نکند؛ چون می&zwnj;ترسم کشته شوم و در قیامت در مقابل شهدا و صدیقین رو سیاه باشم. اما حال، شهادت را عروس خود می&zwnj;دانم و به صفیر گلوله می&zwnj;گویم عقدمان را بخواند.\r\n\r\nپس شما ای حرب الله در سبیل الله برای پیروزی جندالله و در انتظار بقیة الله با آوای کلام الله با هدف لقاءالله به فرمان روح الله به پاخیزید و با سلاح آتشین ایمان کاخ ظالمان و مزدوران را در هم کوبید.\r\n\r\nآنها که رفتند کاری حسینی کردند، آنها که ماندند باید کاری زینبی کنند\r\n\r\nدست نوشته ای از خانواده شهید :\r\n\r\nبعد از دیپلم درسش خیلی خوب شده بود و پس از اینکه معلم شد،&nbsp; شغلش را بسیار دوست میداشت و برای همین مراقب دانش آموزانش بود. همچنین او شب &zwnj;ها به نهضت رفته و با علاقه بسیاری به افراد بی&zwnj;سواد درس می&zwnj;داد و می&zwnj;گفت : (( باید اینان باسواد بشوند تا بتوانند کشور را بسازند.)) او &nbsp;تقریبا 2 سال کار کرد. یک سال در خمینی شهر و یک سال در سنندج. در واقع او خیلی دلش می&zwnj;خواست در منطقه محروم درس بدهد و برای همین خودش تقاضا داد تا او را به سنندج بفرستند. بعد از شهادتش خیلی از افراد می&zwnj;آمدند و می&zwnj;گفتند ما مدیون سعید هستیم و او به ما کمک می&zwnj;کرده است. همچنین سعید چون رژیم شاه را دیده بود خیلی دلش می&zwnj;خواست تا در کشور عدالت برقرار شود.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;\r\n","content_html":"<p dir=\"RTL\" style=\"margin-right:13.5pt;\">شهید دانشجو معلم سعید اربابی<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"margin-right:13.5pt;\">نام : سعید<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"margin-right:13.5pt;\">نام خانوادگى : اربابى<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"margin-right:13.5pt;\">نام پدر : عبدالرسول<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"margin-right:13.5pt;\">تاریخ&zwnj;تولد &nbsp;:01 \/12\/1341<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"margin-right:13.5pt;\">تاریخ شهادت :17 \/12\/62<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"margin-right:13.5pt;\">محل تولد :اصفهان<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"margin-right:13.5pt;\">محل شهادت : جزیره مجنون<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"margin-right:13.5pt;\">کد ایثار: 6201274<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"margin-right:13.5pt;\">عملیات شهادت : خیبر<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"margin-right:13.5pt;\">نام پردیس محل تحصیل : تربیت معلم شهید باهنر<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"margin-right:13.5pt;\">رشته تحصیلی: آموزش ابتدایی<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"margin-right:13.5pt;\">وضعیت تاهل : مجرد<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"margin-right:13.5pt;\">یگان اعزام کننده به جبهه: بسیج<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"margin-right:13.5pt;\">آدرس مزار مطهر شهید : گلستان شهدای اصفهان<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"margin-right:13.5pt;\">شماره .شناسنامه&nbsp; :34758&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"margin-right:13.5pt;\">نوع حادثه : حوادث&zwnj; مربوط به&zwnj;جنگ&zwnj; تحمیلى<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"margin-right:13.5pt;\">شرح حادثه: حوادث ناشى ازدرگیرى مستقیم بادشمن-توسط دشمن&zwnj; درجبهه<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"margin-right:13.5pt;\">استان: بنیادشهید استان&zwnj; اصفهان<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"margin-right:13.5pt;\">شهر: اداره&zwnj; بنیاد شهید اصفهان<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"margin-right:13.5pt;\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"margin-right:13.5pt;\">زندگی نامه شهید والا مقام :<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"margin-right:13.5pt;\">بسم الله الرحمن الرحیم<br \/>\r\nزندگی نامه شهید دانشجو معلم سعید اربابی<br \/>\r\nفرزند عبدالرسول زاده ی استان اصفهان<br \/>\r\nاین شهید والا مقام فرزند هفتم و فرزند آخر بود ، او بسیار فردی آرامی در خانواده بود ، در کودکی بسیار فرد مهربان و شیرین زبان بود گاهی اوقات دم در خانه می نشست و به همه&zwnj;ی پیرمرد ها که رد می شدند سلام میکرد و می&zwnj;گفت سلام حاج آقا<br \/>\r\nخاطره ایی نقل شده از خواهر گرامی اش : برایش در زمان کودکی عمامه درست میکردیم و یک چادر هم به عنوان عبا برایش میگذاشتیم او برای ما مثلاً روضه میخواند و ما الکی گریه میکردیم<br \/>\r\nویژگی های شخصیتی این شهید : اصلا اهل دروغ و غیبت نبود ، امانت دار خوبی بود ، خیلی با خضوع نماز و دعا می&zwnj;خواند ، وقتی از مدرسه بر میگشت به نهضت سواد آموزی می&zwnj;رفت و به افراد بی سواد آموزش میداد و خیلی با صبر و حوصله و علاقه به آنها درس میداد و می&zwnj;گفت باید این دانش آموزان با سواد شوند تا بتوانند به کشور خدمت کنند&nbsp;<br \/>\r\nبعد از اینکه دوران تحصیل دوازده سال تمام شد ، وارد تربیت معلم شد و در انتهای سال تحصیل به او لیسانس افتخاری دادند<br \/>\r\nرفتار شهید دانشجو معلم در کلاس : با دانش آموزانش ارتباط خیلی خوبی داشت و با آنها عکس های یادگاری می انداخت ، همیشه به فکر دانش آموزانش بود<br \/>\r\nاین شهید والا مقام دو سال در خمینی شهر تدریس میکرد و یکسال هم سنندج<br \/>\r\nبعد از تدریس در سنندج تصمیم گرفت به جبهه برود و همانگونه که آرزو داشت در تاریخ ۱۳۶۲\/۱۲\/۱۷ در منطقه شلمچه در خون خودش غلتید و به درجه رفیع شهادت نائل شد<br \/>\r\nروحش شاد و راهش پر رهرو و مستدام...<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"margin-right:13.5pt;\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"margin-right:13.5pt;\">وصیت نامه شهید والا مقام :<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"margin-right:13.5pt;\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"margin-right:13.5pt;\">بسم رب شهدا و صدقین<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"margin-right:13.5pt;\">(قُلْ إِنْ کَانَ آبَاؤُکُمْ وَأَبْنَاؤُکُمْ وَإِخْوَانُکُمْ وَأَزْوَاجُکُمْ وَعَشِیرَتُکُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ کَسَادَهَا وَمَسَاکِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَیْکُمْ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِی سَبِیلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّىٰ یَأْتِیَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ ۗ وَاللَّهُ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الْفَاسِقِینَ<span dir=\"LTR\">.<\/span>)<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"margin-right:13.5pt;\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"margin-right:13.5pt;\">&nbsp;ای رسول ما امت را بگو که اگر شما پدران و پسران و برادران و زنان و خویشاوندان خود و اموالی که جمع آورده&zwnj;اید و مال&zwnj;التجاره&zwnj;ای که از کسادی آن بیمناکید و منازلی را که به آن دل خوش داشته&zwnj;اید بیش از خدا و رسول و جهاد در راه او دوست می&zwnj;دارید منتظر باشید تا خدا امر خود را جاری سازد (و اسلام را بر کفر غالب و فاتح گرداند و شما دنیاطلبان بدکار از فعل خود پشیمان و زیانکار شوید) و خدا فسّاق و بدکاران را هدایت نخواهد کرد&nbsp; با نام پاسدار حرمت خون شهیدان و با عرض تبریک پیروزیهاى ظفرمند لشکر اسلام و بسا سلام بر امام زمان (عج) و بر نایب بر حقش امام امت و درود بى پایان بر امت حزب الله (سوره توبه ایه 24 )<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"margin-right:13.5pt;\">&nbsp;&nbsp; اکنون که دست بر قلم می برم تا پیامى خون رنگ بنویسم مطلبى جز جبهه و جنگ و شهادت در نظرم نمى باشد این است که فقط احساسات خود رادر این هنگام بیان مى کنم تا به این وسیله چراغى روشن باشم در مسیر ره گم کردگان<span dir=\"LTR\"> .<\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"margin-right:13.5pt;\">خدایا تو خوب مى دانى که آمدنم به جبهه فرار از زندگى یا فرار از خانواده نمى باشد بلکه این فرصتى بود که به دست آمده تا بتوانم به این نداى حسین زمانمان خمینى کبیر لبیک بگویم و براى حفظ و حرکت اسلام وناموس ملت مسلمان و انتقام خون شهیدان تا آخرین نفس و تا آخرین قطره خود حسین وار با دشمن مزدور خواهم جنگید<span dir=\"LTR\"> .<\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"margin-right:13.5pt;\">&nbsp; خدایا تو خود مى دانى هر کارى مى کنم فقط براى رضاى توست و در این حالت است که خوابم را هکچون عباذتى بزرگ قلمداد مى کنم و این است که در دو جمله قبل از خدا خواستم تا مقام و منزلت شهید را پیدا نکردم شهادت را نصیبم نکند چون مى ترسم کشته شوم ودر قیامت در مقابل شهدا و صدیقین رو سیاه باشم ،اما، حال شهادت را عروس خود مى دانم و به صفیر گلوله مگویم عقدمان را بخواند تا در پوششه از خون و بارشى از سرب و در حجله سنگر شهادت را به آغوش بکشم در آن هنگام ندائى خواهد رسید که<span dir=\"LTR\"> :<\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"margin-right:13.5pt;\">(( ارجعى الى ربک راضیه مر ضیه فادخلى فى عبادب و ادخلى فى جنتى ))<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"margin-right:13.5pt;\">و من مى گویم<span dir=\"LTR\"> :<\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"margin-right:13.5pt;\">مر غ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; چند روزى قفسى ساخته اند از بدنم&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; پس شما اى حزب الله فى سبیل الله براى پیروزى جند الله در انتظار بقیه الله با آواى کلام الله با هدف لقاءالله به فرمان روح الله به پا خیزید و با سلاح آتشین ایمان کاخ ظالمان و مزدوران را در هم کوبید و لحظه اى غفلت نکنید و بدانید اى امت حزب الله این تنها راه من و شما نیست بلکه راه تمامى کسانى است که در مکتب انسان ساز اسلام تربیت و پرورش یافته اند که همه چیزشان مکتبشان است و بدین خاطر تمامى راحتیها وآسایشهاى دنیوى را رها کرده تا از دینشان دفاع کنند تا جائى که خود و خانواده شان راهم در راه مکتبشان اسلام ندا مى کنند و سید الشهداءنیز در 14قرن پیش به ما آموخت او نه تنها خودش را بلکه خانواده اش را در راه مکتب قرآن فدا کرد تا بدینوسیله اسلام زننده و قر آن محفوظ بماند<span dir=\"LTR\"> .<\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"margin-right:13.5pt;\">&nbsp;&nbsp; اما پیامم به دوستان و همکارانم<span dir=\"LTR\"> :<\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"margin-right:13.5pt;\">&nbsp;&nbsp; همچنان که من کار خود را نا تمام گذاشته و به جبهه آمدم شما اگر احساس مى کنید خدمتى که در جبهه مى کنید خدمتش براى اسلام بیشتر است بر شما واجب است که به جبهه بیائید و اسلام عزیز را یارى کنیدو اگر نه باید با جدیت بیشتر به کار خود ادامه دهید و اسلام عزیز را یارى کنید که آنجا هم خود جبهه اى خواهد بود<span dir=\"LTR\"> .<\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"margin-right:13.5pt;\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"margin-right:13.5pt;\">پیام من به خانواده<span dir=\"LTR\"> :<\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"margin-right:13.5pt;\">&nbsp;&nbsp; از خدا بترسید و معاد را فراموش نکنید و دل به چند روز دنیا مبندید تا دچار آتش دوزخ نشوید و بدانید آنها که رفتند کارى حسینى کردند وآنه که مانده اند باید کارى زینبى کنند والا یزیدیند<span dir=\"LTR\"> .<\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"margin-right:13.5pt;\">&nbsp;در ضمن اگر حق الناس دارم بپردازید و حق الله راخدا بهتر مى داند<span dir=\"LTR\"> .<\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"margin-right:13.5pt;\">خدایا خدایا تا انقلاب مهدى(عج) خمینى را نگه&zwnj;دار&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; منتظرى نستوه براى نصر اسلام محافظت بفرما<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"margin-right:13.5pt;\">و السلام<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"margin-right:13.5pt;\">&nbsp; سعید اربابى<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"margin-right:13.5pt;\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"margin-right:13.5pt;\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"margin-right:13.5pt;\">در بخشی از دست نوشته&zwnj;های این شهید بزرگوار می&zwnj;خوانیم :<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"margin-right:13.5pt;\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"margin-right:13.5pt;\">خدایا تو خود خوب میدانی که آمدنم به جبهه فرار از زندگی&nbsp; یا فرار از خانواده نمی باشد، بلکه این فرصتی بود که بدست آمده تا بتوانم به ندای حسین زمانمان خمینی بزرگ لبیک بگویم و برای شرافت و ناموس ملت مسلمان و انتقام خون شهیدان تا آخرین نفس و آخرین قطره ی خون حسین وار با دشمن مزدور خواهم جنگید. در دو حمله ی قبل از خدا خواسته ام تا مقام شهید را پیدا نکرده ام، شهادت را نصیبم نکند؛ چون می&zwnj;ترسم کشته شوم و در قیامت در مقابل شهدا و صدیقین رو سیاه باشم. اما حال، شهادت را عروس خود می&zwnj;دانم و به صفیر گلوله می&zwnj;گویم عقدمان را بخواند<span dir=\"LTR\">.<\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"margin-right:13.5pt;\">پس شما ای حرب الله در سبیل الله برای پیروزی جندالله و در انتظار بقیة الله با آوای کلام الله با هدف لقاءالله به فرمان روح الله به پاخیزید و با سلاح آتشین ایمان کاخ ظالمان و مزدوران را در هم کوبید<span dir=\"LTR\">.<\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"margin-right:13.5pt;\">آنها که رفتند کاری حسینی کردند، آنها که ماندند باید کاری زینبی کنند<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"margin-right:13.5pt;\">دست نوشته ای از خانواده شهید :<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"margin-right:13.5pt;\">بعد از دیپلم درسش خیلی خوب شده بود و پس از اینکه معلم شد،&nbsp; شغلش را بسیار دوست میداشت و برای همین مراقب دانش آموزانش بود. همچنین او شب &zwnj;ها به نهضت رفته و با علاقه بسیاری به افراد بی&zwnj;سواد درس می&zwnj;داد و می&zwnj;گفت : (( باید اینان باسواد بشوند تا بتوانند کشور را بسازند.)) او &nbsp;تقریبا 2 سال کار کرد. یک سال در خمینی شهر و یک سال در سنندج. در واقع او خیلی دلش می&zwnj;خواست در منطقه محروم درس بدهد و برای همین خودش تقاضا داد تا او را به سنندج بفرستند. بعد از شهادتش خیلی از افراد می&zwnj;آمدند و می&zwnj;گفتند ما مدیون سعید هستیم و او به ما کمک می&zwnj;کرده است. همچنین سعید چون رژیم شاه را دیده بود خیلی دلش می&zwnj;خواست تا در کشور عدالت برقرار شود.<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"margin-right:13.5pt;\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"margin-right:13.5pt;\">&nbsp;<\/p>\r\n","content_source":"","content_url":"","content_date_start":"2025-11-28 22:59:15","content_date_event":"2025-11-28 22:59:15","content_date_event_start":null,"content_date_event_end":null,"content_show_title_slider":1,"content_date_last_edit":"2025-11-28 23:10:24","content_date_register":"2025-11-28 23:05:09","content_columns":0,"content_show_img":1,"content_show_details":0,"content_show_related_img":0,"content_show_slider":1,"content_comment":1,"content_score":0,"tag_id":0,"score_average":null,"score_count":null,"score_date_last":null,"uid":1000057,"eid":1000057,"attach_title":"شهید دانشجو معلم سعید اربابی 2","attaches":[{"sizes":{"150":".\/cache\/186\/attach\/202511\/944139_4093416214_100_150.webp","300":".\/cache\/186\/attach\/202511\/944139_4093416214_200_300.webp","400":".\/cache\/186\/attach\/202511\/944139_4093416214_267_400.webp","600":".\/cache\/186\/attach\/202511\/944139_4093416214_400_600.webp","900":".\/cache\/186\/attach\/202511\/944139_4093416214_600_900.webp","1200":".\/cache\/186\/attach\/202511\/944139_4093416214_800_1200.webp"},"ext":"png","file_media":1,"token":4093416214,"files":{"original":{"url":".\/file\/186\/attach\/202511\/944139_4093416214.png","width":1024,"height":1536,"size":0}}}]}]]